مسئله را قابل مشاهده کنید
بهجای «میخواهم یک اپ با AI بسازم»، بنویسید چه کسی در چه موقعیتی کاری را با سختی انجام میدهد. برای مثال، صاحب یک آموزشگاه هر هفته سؤالهای تکراری درباره برنامه کلاس دریافت میکند. این مثال یک فرضیه است؛ هنوز نمیدانیم تعداد سؤالها یا هزینه پاسخگویی، ساخت ابزار را توجیه میکند. از سه نفر که واقعاً آن کار را انجام میدهند درباره آخرین تجربهشان بپرسید: «آخرین بار چطور حلش کردی؟» پاسخها را با اجازه ثبت کنید و اطلاعات شخصی را وارد نمونه عمومی نکنید.
برگهٔ تصمیم چهارخانه
- کاربر: یک گروه مشخص، نه همه کسبوکارها.
- مسئله: یک کار تکرارشونده و نمونهای از دشواری آن.
- جایگزین فعلی: فایل، پیامرسان، کار دستی یا ابزار موجود.
- آزمایش: کوچکترین اقدامی که نشان دهد کاربر راهحل را واقعاً استفاده میکند.
برای آموزشگاه، آزمایش اولیه میتواند یک صفحه برنامه کلاس با پاسخهای مشخص باشد. اگر مسئله با صفحهای ساده حل میشود، لازم نیست از ابتدا دستیار خودکار بسازید. AI زمانی وارد تصمیم شود که بهبودی قابل سنجش در همان جریان ایجاد کند.
شرط تصمیم بعدی
قبل از آزمایش مشخص کنید کدام مشاهده باعث ادامه، تغییر یا کنارگذاشتن ایده میشود. علاقه کلامی، ثبتنام و استفاده واقعی را جدا ثبت کنید. یک نمونه کوچک برای شروع یادگیری مفید است، اما برای تعمیم نتیجه به بازار کافی نیست.
خروجی تمرین
یک صفحه شامل مخاطب، مسئله، شاهد، جایگزین فعلی، آزمایش و معیار تصمیم بسازید. اگر شاهد ندارید، قدم بعدی مشاهده است. اگر شاهد دارید ولی راهحل بزرگ شده، با چکلیست MVP محدوده را کوچک کنید. این روش پیشنهادی تحریریه است و نتیجه درآمدی تضمین نمیکند.